جوانه

بهترین دبیرمان...یادتان از یادمان نمیرود...هرگز!!!
هنوز حس میکنم همه اینها شوخیه و شما برمیگردید ...
درس بعدمون که قراره شروع بشه نی نامه استتتتتت... قصه ما و بهترین دبیرمان ناتمام ماند....
شاید خدا خواست ناقص بماند تا هرگز شیرینی لحظات قبلمان فراموش نشود...اما این قصه ناتمام بدجور روی دلمان سنگینی میکند....یادتان هست بینوایانی که در سینه هامان محبوس ماند و داستان سیاوشی که از کلاس دهم نصف و نیمه رها شده....
کجایید که ببینید بچه ها از ادبیات ...........

 

این پیام یکی از بهترین شاخه گلهای من بود

وقتی دارم این را میخوانم که اصلا حالم خوب نیس و عجیب سرگیجه دارم

وبااب قند وایچیزا هم کم نمیشه

هیچکس از فردا باخبر نیس

همیشه دلم برایتان می تپد ومثل بچه های خودم دوستتان دارم

ودراین روزهای سختتان آرزویم این بود که کنارتان می بودم

ولی نشد

 امیدبه شما دارم که جوانه زده اید وگل خواهید کرد


منبع این نوشته : منبع
بهترین دبیرمان